مسبي(فروش لوازم خانگي-زيبايي-زناشويي:در صفحه باز شده به قسمت بازار مجازي برويد)


> عطر 2i2 s--y محرک مردانه

9,500 تومان

> عطر 2i2 s--y محرک زنانه

9,500 تومان

> اسپري تاخيري سوپر دوز 125000

22,000 تومان

> روغن مورچه نگين طلا اصل با مجوز بهداشت

8,500 تومان

> حلقه ويبرادوم رومانتيک با مجوز بهداشت

19,500 تومان

> ژل آميزشي سيمپلکس فرانسه

18,000 تومان

> اسپري تاخيري شارک حاوي ويتامين E

25,000 تومان

> پك كامل رفع ناتواني و مشكلات زناشويي

99,000 تومان

> کرم بزرگ و سفت کننده سينه پارتنر لاو

48,000 تومان

> اسپري بزرگ کننده سينه دکتر جيمز

38,000 تومان

> ماساژور صورت چند سر

25,000 تومان

> ادكلن پلي بوي اصل (محرك در روابط زناشويي)

25,000 تومان

> ادکلن يانگ اريس - مردانه

25,000 تومان

> ادکلن اسپرت اريس - مردانه

25,000 تومان

> ادکلن 2i2 s--y محرک مردانه

48,000 تومان

> کرم بزرگ و سفت کننده باسن پارتنر فرانسه

48,000 تومان

> ست ادکلن و اسپري مردانه ايبيزا پلي بوي

75,000 تومان

> اسپري فرم دهنده سينه دکتر جيمز

38,000 تومان

> ادکلن اديس اريس - زنانه

25,000 تومان

> نوشيدني شاهانه جين سينگ و ژله رويال

68,000 تومان

istak istak .

istak

ماهي ها حرف مي زنند

+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۸:۳۵:۲۶ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

فشارخون دومين بيماري رايج کشور

+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۸:۳۵:۲۶ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

گامي ديگر در تهيه واکسن ايدز

+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۸:۳۵:۲۶ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

دردهايي كه ريشه در ذهن دارند

«ما هر وقت به تو مي‌رسيم، همه جاي بدنت درد مي‌كند ... هميشه مريضي ... فكر كنيم، پير شدي ،مدام درد داري...»

درد يك واكنش هيجاني است و مي‌تواند علل متفاوتي (علل جسمي، اجتماعي و روان‌شناختي) داشته باشد.

دردهايي كه جسمي‌اند، معمولا حاد هستند و اگر مزمن شوند، دليل كاملا واضحي از نظر علم پزشكي دارند.

چگونگي احساس درد در مغز ما پردازش مي‌شود و كاملا با وضعيت روحي و عاطفي ما ارتباط دارد.

دردهايي كه علل روان‌شناختي دارند، اكثرا مزمن هستند و بدون علت خاص به سمت مزمن شدن مي‌روند، زيرا مسايل دروني فرد با مكانيسم جا به جايي و به دليل عدم بروز هيجانات در افرادي كه درون‌ريز و خودخور هستند، ارتباط دارد.

من معمولا به خانواده هايي كه يكي از اعضاي خود را با جملاتي كه در ابتداي يادداشتم آورده‌ام توصيف مي‌كنند، مي‌گويم اين عضو خانواده شما درد دل‌هاي فراواني دارد كه به دليل شخصيت خاصش و يا به دليل‌ اهمال‌كاري شما اطرافيان، پنهان مانده اند و اين درد دل‌ها، به مرور خود را به صورت مردم ‌پسندتر، يعني همان درد‌هاي جسمي مختلف، نشان مي‌دهند. گويا شخص با بيان اين دردهاي جسمي، راحت‌تر مي‌تواند توجه ديگران را جلب كند. اين حالت در گروه‌هايي كه از نظر فرهنگي در سطح پاييني هستند، بيشتر ديده مي‌شود.

پس بهتر است به جاي طعنه‌زدن، به كسي كه از درد مزمن خود شكايت دارد، با او رابطه دوستي برقرار كنيم و دريابيم با زبان بي‌زباني به ما چه مي‌گويد.

گاهي دو نفر با شرايط جسماني يكسان و تشخيص بيماري يكسان داريم كه يكي دردش مزمن شده و ديگري بهبود مي‌يابد، چون شخص دوم از منابع عاطفي، شغلي و اجتماعي خوبي برخوردار بوده و او را درك كرده‌اند، يعني با محبت كردن به بيمار، پرداخت خسارت مالي به فرد پس از سانحه، موافقت مرخصي براي بهبود درد و بسياري كارهاي ديگر به فرد كمك مي كنيم تا زودتر بهبود يابد.

روان‌درماني، توان‌بخشي، شناخت درماني، وسايل كمكي مانند بيوفيدبك و در نهايت دارودرماني از اقداماتي است كه ما براي اين بيماران انجام مي‌دهيم.

دكتر محمدرضا خدايي - روان‌پزشك

عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توان‌بخشي

تبيان


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

روانشناسی سه رنگ حساس

رنگ‌های كمكی یعنی بنفش و قهوه‌ای و خاكستری در یك طبقه نسبتا متفاوتی قرار دارند. اگر بخواهیم با صراحت كلام سخن بگوییم، سیاه و خاكستری اساسا رنگ به شمار نمی‌آیند،

زیرا سیاه اصولا رنگ نیست و رنگ خاكستری نیز در آزمایش، كاملا بی‌رنگ و خنثی است. لذا آن دو را بی‌رنگ می‌نامند. بنفش، تركیبی است از آبی و قرمز، در حالی كه قهوه‌ای مخلوطی از نارنجی، قرمز و سیاه است و یك رنگ تیره و نسبتا بی‌روح را می‌سازد. ترجیح دادن هر یك از سه رنگ «بی‌رنگ» (سیاه، خاكستری یا قهوه‌ای) را می‌توان نشانه‌ای از یك نقطه‌نظر منفی نسبت به زندگی دانست.

هیچ‌یك از دو رنگ بنفش و قهوه‌ای در شمار رنگ‌های مستقل (اصلی) روانی نیستند.

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی كه برگزیده و دلخواه فرد است می‌تواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد.


قرمز، خوش قلب اما خودپرست

این رنگ، مظهر شدت و زیاده‌روی است كه گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز، رنگ عشق، تنفر، فداكاری، خشونت، خون و آتش است. كسی كه به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی‌تواند در زندگی بی‌تفاوت باشد. این‌گونه اشخاص تند و سركش و در عین حال فعال، شجاع و كمی عجول هستند. احتمال شكست به‌خصوص در عشق برای آنها فراوان است. قضاوت‌های عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران سبب از بین رفتن دوستی‌هایشان می‌شود با آن كه در عشق كاملا فداكارند اما اگر روزی زندگی بر وفق مراد نباشد، بدون تفكر و جویا شدن علت می‌جنگند.

دو عیب بزرگ، خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش‌قلبی و حس بزرگ‌طلبی است. به‌طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

صورتی؛ موردعلاقه دیگران

رنگ صورتی در واقع همان قرمز است كه كم‌رنگ شده. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملایم‌تر دارا می‌باشید. با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی‌دهید. دیگران را خوب درك می‌كنید و با اطرافیان خود باملایمت و لطف رفتار می‌كنید و به دلیل نشاط و شادابی‌تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی كه به این رنگ علاقه دارند، اغلب شكست‌ها، خشونت‌ها و دشواری‌های زندگی را تحمل كرده‌اند و با مشكلات فراوانی مواجه شده‌اند.


آبی، نظم و پشتكار و تنهایی

رنگ آبی از رنگ‌هایی است كه طرفداران زیادی دارد.

اگر به این رنگ علاقه دارید كاملا می‌توانید احساسات و هیجانات خود را كنترل كنید. ظاهر آرام شما، دیگران را وادار می‌كند كه به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید. در خرید و پوشش لباس قناعت می‌كنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری كه در شماست میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران، شما را كسل می‌كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می‌كنند. كارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می‌دهید و یكی از صفات مشخص پشتكار شماست


مطالب ارسالی کاربران

ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟

بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یكی از عامل‌های مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی كنیم سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.

برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم اول از همه باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم ، این كار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی كه می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر.
برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادو گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امكان را می‌دهد كه محبت خود را آنطور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

وقتی كسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به كسی ثابت كرد كه دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است كه نسبت به كسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی كسی را دوست دارید:

1- به او دروغ نمی‌گویید.

2- غرورش را نمی‌شكنید.

3- به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.
4- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست كه هر كسی ایراداتی دارد اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

5- با او لج‌بازی نمی‌كنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌كنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌كنید.

6- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شوید به راحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی می‌كنید. اشتباه كردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

7- او را در كارها و تصمیماتتان دخیل می‌كنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند پس همیشه با او مشورت می‌كنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند.
8-اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌كنید. اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش كنید.

9- به او در كارهایش كمك می‌كنید. زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.

10-اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است كمكش می‌كنید. اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

11- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش كـنـیـد. درسـت است كه بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

12- از این‌كه در كنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از كنارش فرار كنید. بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از این‌كه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

13- با لذت گذشت خواهید كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید. این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

14- در جمله‌هایتان كمتر از من استفاده می‌كنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری كارهای دیگر كه وقتی كسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند كه می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر كسی كه ادعا می‌كند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع كارهایی كه خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

منبع :چهاردیواری - با تلخیص

تنظیم برای تبیان :داوودی


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

ارتباط شخصیت با میزان استرس...


استرس، اصطلاحا به دو دسته «خوب» و «بد» تقسیم‌بندی می‌شود چرا که اصل استرس، واکنش طبیعی و خودکار بدن برای آماده کردن ما جهت انجام کارهای فوری و ناگهانی است. آن چیزی که باعث می‌شود استرس، بد یا خوب باشد، این است که این پاسخ خودکار بدن، بیش از حد باشد یا نباشد. به هر حال، داشتن درجاتی از استرس به فرد کمک می‌کند فعالیت‌هایی را که باید انجام دهد، به نحو بهتری به سرانجام برساند... آیا استرس، به خودی خود می‌تواند نقشی در موفقیت فرد در زندگی، کار و تحصیل داشته باشد یا خیر. «استرس خوب» آن شکل از واکنش بدن به محرک‌های بیرونی است که بدن را به آمادگی بیشتر وامی‌دارد. ترشح هورمون‌های مرتبط با استرس که اصلی‌ترین آنها دو هورمون اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین هستند، اثرات زیر را به صورت فیزیولوژیک و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در بدن موجب می‌شوند. جریان خون بیشتری توسط قلب پمپاژ می شود خون موجود در رگ‌های پوست و سطح بدن به سمت اعضای حیاتی‌تری مثل مغز و قلب جا به جا شود. آزاد شدن ذخایر قندخون از شکل ذخیره شده آنها (یعنی گلیکوژن) به شکل قند آماده به مصرف (گلوکز) در داخل خون است . آزاد شدن انواع سلو‌ل‌های ایمنی بدن به داخل رگ‌ها.

افراد دارای تیپ شخصیتی B، با مسایل و اتفاقات راحت‌تر برخورد می‌کنند و کنار می‌آیند و نسبت به محرک‌های محیطی، حساسیت کمتری از خود نشان می‌دهند. این افراد معمولا به همان سطحی از کارایی و رشد که رسیده‌اند، قناعت می‌کنند استرس بد چیست؟

هر وقت پاسخ هورمونی بدن به محرک‌های بیرونی که باعث ترشح‌شان می‌شوند، بیش از حد باشد یا اینکه با محرک‌‌های ساده و پیش‌پا افتاده‌تری، این هورمون‌ها ترشح شوند، آن وقت است که استرس بیش از حد (و به تدریج، اضطراب) و یا استرس نابجا ایجاد می‌شود. آنچه در موفقیت فردی و اجتماعی انسان دخیل است، آن است که شرایطی را که او را دچار استرس بد و نامطلوب می‌کند، بشناسد و مهارت‌هایی را کسب نماید که بتواند استرس بد را به تدریج به استرس خوب تبدیل کند. بهتر است با ذکر مثال‌هایی سعی کنیم مواردی را که استرس باعث ایجاد مشکل در سر راه موفقیت فرد می‌شود، بهتر بشناسیم. استرس بیش از حد، موقع رفتن به مدرسه، استرس بیش‌ از حد، موقع سخنرانی در یک جمع، استرس بیش از حد، موقع کنکور یا امتحانات بزرگ، استرس بیش از حد، موقع آمدن مهمان و یا رفتن به مهمانی، استرس بیش از حد، موقع رانندگی یا امتحان رانندگی.

اما چگونه باید این موارد را شناخت؟ لازم است که همواره توجه خودمان به این «بیش از حد» بودن‌ها باشد و یا اگر اطرافیان متوجه آن شدند، از آنها بخواهیم نظرشان را به ما منتقل کنند. با توجه به میزان استرسی که در حالت طبیعی به افراد وارد می‌شود، آدم‌ها به صورت کلی به دو تیپ شخصیتی زیر تقسیم‌بندی می‌شوند:

• تیپ شخصیتی A

: این گروه افرادی هستند منظم‌تر، جدی‌تر، پرتلاش‌تر و حساس‌تر به انجام کارها و امور محوله به آنها و مسایل شخصی و کاری‌شان. (اصطلاحا جوشی‌اند!)عموما در رسیدن به اهدافی که برایشان مهم است و برای دستیابی به موفقیت‌های بالاتر تلاش بیشتری انجام می‌دهند و آمادگی بالاتری از خود نشان می‌دهند. اما از آن طرف، احتمال ایجاد اضطراب و استرس بیش از حد هم در آنها بیشتر است.

• تیپ شخصیتی B: این گروه افرادی هستند آرام‌تر، راحت‌تر و با حساسیت‌ کمتر به انجام کارها و امور محوله به آنها و مسایل شخصی و کاری‌شان. (اصطلاحا خونسردند!) افراد دارای تیپ شخصیتی B، با مسایل و اتفاقات راحت‌تر برخورد می‌کنند و کنار می‌آیند و نسبت به محرک‌های محیطی، حساسیت کمتری از خود نشان می‌دهند. این افراد معمولا به همان سطحی از کارایی و رشد که رسیده‌اند، قناعت می‌کنند و کمتر پیش می‌آید که به دنبال ارتقای ناگهانی و حرکت به سمت پله‌های دست‌نیافتنی‌تر باشند.

چگونه استرس بد را به خوب تبدیل کنیم؟

برای دستیابی به موفقیت‌های بیشتر، فرد لازم است هم استرس از نوع خوب را داشته باشد و هم مهارت‌هایی را یاد بگیرد که استرس بد را به استرس خوب تبدیل کند.

• مواجهه و تمرین: یکی از رایج‌ترین راه‌های غلبه بر استرس بد، مواجهه با شرایطی است که فرد را دچار استرس می‌کند؛ یعنی «دل به دریا زدن» و «تمرین» برای مواجهه با شرایط بد، باعث می‌شود که فرد در دفعات بعدی، دچار استرس کمتری شود.

• آشنایی با روش‌های آسوده‌سازی: خوشبختانه امروزه روش‌های گوناگونی برای مقابله با استرس از طریق آسوده‌سازی یا ریلکسیشن در دسترس است و آموزش داده می‌شود. این روش‌ها به افراد کمک می‌کنند تا در شرایط استرس‌زا بتوانند خود را آرام کنند و پاسخ غیرطبیعی بدن را به حالت طبیعی درآورند.

یکی از رایج‌ترین راه‌های غلبه بر استرس بد، مواجهه با شرایطی است که فرد را دچار استرس می‌کند؛ یعنی «دل به دریا زدن» و «تمرین» برای مواجهه با شرایط بد. • استفاده یا کمک گرفتن از یک راهنما: در بعضی گروه‌های سنی که فرد خودش متوجه حالت غیرطبیعی هست، می‌تواند از والدین، خواهر یا برادر، معلم یا استاد، دوستان و آشنایان مورد اعتماد بخواهد تا نشانه‌های غیرطبیعی استرس را در وجود او شناسایی کنند.

• دسترسی به خوردنی‌های شیرین: همراه داشتن آب‌نبات یا شکلات در مواقع استرس کمک می‌کند تا بتوان با سرعت بیشتری، قند مورد نیاز برای سوخت و ساز اعضای حیاتی بدن مثل مغز را که نیازمند تمرکز و فعالیت صحیح و دقیق است، فراهم کرد.

• مطالعه: مطالعه، چه درباره روش‌های کنترل استرس و چه درباره هر چیز دیگر، روشی است که علاوه بر کاهش‌ استرس، به تقویت تمرکز در شرایط استرس کمک می‌کند. ضمن آنکه به یادگیری هم کمک می‌کند.

• ورزش و فعالیت بدنی: از روش‌های شناخته‌‌‌‌شده کاهش استرس بد و افزایش استرس خوب، ورزش و فعالیت جسمانی است.

• مشاوره: مشاوره با فرد دانا، آگاه یا یک روان‌شناس و روان‌پزشک، در تقویت استرس خوب بسیار کمک کننده خواهد بود.

• شرکت در فعالیت‌های اجتماعی: شرکت در این فعالیت‌ها، علاوه بر اینکه مهارت‌های کار گروهی را در افراد افزایش می‌دهد، به آنها کمک می‌کند تا در شرایط بروز مشکلات بتوانند تصمیم‌گیری منطقی‌تر و بهتری داشته باشند و به تدریج یاد بگیرند که چگونه با مسایلی که آنها را دچار استرس می‌کند، کنار بیایند.

دکتر علیرضا احمدوند/ سلامت- با تلخیص

تبیان


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

می‌خواهم امروزی باشم!

انسان، موجودی است كمال‌طلب و دوست دارد آن چه را موجب رسیدن او به كمال می‌شود ، به دست آورد. در این میان، جوانان نه تنها از این قاعده مستثنا نیستند ، بلكه ویژگی‌های جوانی نیز اقتضا می‌كند كه بر این كمال‌طلبی، پافشاری بیشتری داشته باشد؛ زیرا جوان همواره به دنبال ایده‌آل‌ها، كمال مطلوب‌ها، جاودانگی، معنویت، زیبایی و ارزش‌هاست و در عین حال، روحیه‌ای تنوع‌طلب دارد و از حالت ثابت و ایستا، گریزان است. اگر این ویژگی‌های جوانی، با بینش صحیح از ارزش‌ها همراه شود ، دوره جوانی ، یك دوره بسیار بارور و پربركت خواهد بود و اگر این بینش صحیح همراه با باورهای دینی نباشد، دوره جوانی یكی از بحرانی‌ترین دوره‌های زندگی او خواهد بود و چه بسا تا مرز سقوط ، انحطاط و هلاكت كشیده شود.

خوشبختانه اسلام كه كامل‌ترین و جامع‌ترین ادیان الهی است و همه نیازهای مربوط به كمال و شكوفایی انسان را در بر دارد، دینی است مترقی و احكام آن هماهنگ تغییراتی است كه در زندگی بشر به وجود می‌آید و به عبارت دیگر، اسلام زمان و مكان و تاثیر آنها در زندگی بشر را در نظر دارد. از این‌رو، هیچ گاه یك مسلمان واقعی، انسانی تك بعدی و عقب افتاده از تحولات و پیشرفت‌های زمان خودش نیست. اسلام، همواره به هنر و آراستگی ارج می‌نهد و در عین حال، بر حفظ ارزش‌های اخلاقی و مسائل معنوی - كه در رسیدن به كمال نقش اساسی دارند - تأكید می‌كند. بنابراین، اگر ما به اسلام واقعی معرفت پیدا كنیم، هیچ گاه تك بعدی نخواهیم بود؛ اما عدم آگاهی ما به دستورات اسلامی، موجب می‌شود كه ما تلقی صحیحی از اسلام نداشته باشیم و گاهی اوقات، دچار تعارضاتی نیز بشویم.

كلید حل این تعارضات، شناخت بیشتر اسلام و التزام عملی به دستورات اسلام می‌باشد ، اسلام همان‌طور كه انسان‌ها را دعوت به خودسازی و طهارت می‌كند ، به آراستگی ظاهر نیز توجه دارد؛ تا جایی كه نظافت را نشانه ایمان می‌داند.
طبیعی است كه آراستگی ظاهری در هر زمانی، متناسب با شرایط آن زمان و فرهنگ حاكم بر آن جامعه است. به همین دلیل اسلام، انسان‌ها را در نوع لباس پوشیدن یا رنگ لباس یا نوع آرایش، محدود نكرده است كه مثلا فقط مثل عرب‌ها لباس بپوشید؛ بلكه آن چه مورد نظر است، اصل پوشش است و اگر عفاف انسان‌ها حفظ شود، مفسده‌ای به دنبال ندارد. بنابراین، نوع لباس یك جوان آسیایی و شرقی، با نوع لباس یك جوان غربی، متفاوت است؛ اما در عین حال، هر دو می‌تواند آراستگی مورد نظر اسلام را داشته باشند؛ به شرط این كه با ارزش‌های الهی و سایر احكام و دستورات دین، منافات نداشته باشد. (مثلا مسلمانان مالزی و ایرانی در مراسم حج لباس های متفاوتی دارند که حدود در آن رعایت شده.)

به نظر می‌آید كه در برداشت از آراستگی ظاهری و مدگرایی، اشتباه شده است. مدگرایی امری است غیر از آراستگی و زیبایی ظاهری؛البته ممكن است گاهی اوقات عملی یا هنری و یا طرز لباس پوشیدنی مد شود و منافاتی با ارزشهای دینی نداشته باشد اما همیشه این گونه نیست؛ زیرا مبنای كسانی كه در پشت صحنه، مروج مدگرایی هستند، چیزی جز دنیاطلبی و كسب منافع نیست و برای آنها مهم نیست كه آیا این چیزی كه آنها به تبلیغ آن می‌پردازند، با ارزش‌ها و كمالات انسانی تعارضی دارد یا نه. بنابراین، یك انسان مؤمن كه می‌خواهد ، پای‌بند به ارزش‌های الهی باشد، نباید تابع فرهنگ مدگرایی باشد؛ زیرا مروجین چنین فرهنگی، بیشتر اوقات پای‌بند به ارزش‌ها نیستند. علاوه بر این كه مدگرایی، موجب چند بعدی شدن انسان نیز نمی‌شود؛ بلكه انسان، خود را آلت دست افرادی سودجو قرار داده است. چند بعدی شدن انسان، به این معناست كه انسان از جنبه‌های مختلف علمی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، رشد كند و از زمان خودش، عقب نماند؛ مثلا اگر روزی كامپیوتر و نهضت نرم‌افزاری حاكم بر همه فعالیت‌های انسان می‌شود، او نیز در حد توان خود و متناسب با رشته تحصیلی و نوع شغلی كه دارد، با این تكنولوژی آشنا و از آن استفاده می‌كند و در سایر پیشرفت‌های علمی یا هنری نیز این گونه است.

یك انسان مؤمن كه می‌خواهد ، پای‌بند به ارزش‌های الهی باشد، نباید تابع فرهنگ مدگرایی باشد؛ زیرا مروجین چنین فرهنگی، بیشتر اوقات پای‌بند به ارزش‌ها نیستند.
چند بعدی شدن انسان، این نیست كه اگر یك ستاره سینما فلان رفتار را انجام داد، فردای آن روز همه افراد مثل او رفتار كنند. این تقلید كوركورانه است و نه تنها انسان را چند بعدی نمی‌كند، بلكه به انحطاط نیز می‌كشاند زیرا بسیاری از این به ظاهر ستاره‌های سینمایی یا ورزشی، یا تابع ارزش‌های الهی نیستند و یا حتی بر خلاف آنها حركت می‌كنند بنابراین، چگونه می‌شود انسان هم پای‌بند به ارزش‌ها باشد و هم دنباله‌رو الگوهایی باشد كه در جهت خلاف ارزش‌ها حركت می‌كنند. بنابراین، چند بعدی شدن، مستلزم این است كه ما الگوهایی را انتخاب كنیم كه از هر جهت، شایستگی الگو بودن را داشته باشند و آنها جز ائمه‌علیهم‌السلام نیستند؛ زیرا آنها با اسلام ناب آشنا هستند و به تاثیر زمان و مكان و شرایط اجتماعی نیز آگاه بودند. از این رو، همراه با زمان حركت می‌كردند و هیچ گاه از زمان خود عقب نبودند و به همین جهت، نوع لباسی كه امام علی‌علیه‌السلام می‌پوشید، با نوع لباسی كه امام صادق علیه‌السلام می‌پوشید، فرق داشت؛ یعنی آنها متناسب با زمان خود و با توجه به شرایط جامعه، لباس می‌پوشیدند و هر دو مطابق با احكام الهی رفتار می‌كردند. بنابراین، شما باید در همه ابعاد زندگی، پیشرفت داشته باشید و در وضعیت ظاهری هم همان طور كه اسلام گفته، همواره آراسته باشید و از مد هم تا آن جا كه با اسلام منافاتی ندارد، استفاده كنید؛ اما پیرو كوركورانه مد نباشید. علاوه بر این، راهكارهای عملی زیر را در رسیدن به مقصود دنبال كنید:

1. با مطالعه بیشتر در زمینه مسائل اعتقادی، اخلاقی و احكام دینی، با معیارهای مورد نظر اسلام و ارزش‌های آن آشنا شوید و آگاهی بیشتری كسب كنید.

2. از تقلید كوركورانه در رفتارهای اجتماعی و فردی، پرهیز كنید.

3. با افراد باشخصیت كه از نظر علمی و معنوی، وضعیت مناسبی دارند ، معاشرت داشته باشید.

4. از معاشرت با افرادی كه شئونات اسلامی را رعایت نمی‌كنند و در رفتارهای خود تابع معیارهای صحیحی نیستند، پرهیز كنید.

5. از كسب آگاهی‌های لازم در زمینه مسائل روز، پیشرفت‌های علمی، به ویژه آن چه مربوط به رشته تحصیلی شما می‌شود ، غفلت نكنید.

6. در آراستگی ظاهر و نوع لباس پوشیدن و آرایش ظاهری، هم نوع جنسیت خود را رعایت كنید و هم از افراط و تفریط‌ های وسواس‌گونه و وقت‌گیر، پرهیز كنید.

7. در همه شئونات زندگی، حد اعتدال را رعایت كنید؛ زیرا تعادی در رفتار هم از انحرافات و هم از یك بعدی شدن و هم از حرف بیهوده جلوگیری می‌كند.

8. در انجام فرایض دینی، مانند نماز اول وقت و پرهیز از گناه، جدی باشید.

9. علاوه بر معاشرت با افراد مناسب، الگوهای مناسبی در میان جوانان موفق پیدا كنید و با آنها رابطه درستی برقرار كنید.


منبع: رامیز


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

خوش بین باشیم یا ساده لوح?؟

امروزه مجلات، مطبوعات، سایت‏ها و کلیه منابع اطلاع‏رسانی پر شده از مطالبی در مورد مثبت‏نگری و مثبت‏اندیشی. چرا؟ مگر این نوع فکر کردن چه تاثیری دارد و اصلاً این نوع توصیه‏ها آیا منبع و ریشه اسلامی هم دارد یا خیر. در علم روانشناسی عقیده بر آن است که افکار و اندیشه‏های ما می‏تواند کیفیت اوضاع و احوال و زندگی ما را بسازد اندیشه‏های مثبت و توانایی در مشاهده نیکی‏ها و چشم‏پوشی از معایب و مشکلات امور می‏تواند زندگی را خیلی زیباتر و شیرین‏تر گرداند، برای شخصی که نسبت به هر مسئله‏ای ریز‏بینانه در پی عیوب و نکات منفی آن است و خیلی به اطرافیان خود خوش‏بین نیست. جالب است بدانید که تفکرات و ایده‏های ذهنی در هر شخصی به صورت غیرارادی در ذهن تکرار می‏شود و در ناخودآگاه او ثبت و ضبط می‏شود و حال آنکه ناخودآگاه ارادی عمل نمی‏کند و می‏تواند تاثیرات خود را در دنیای اطراف ما داشته باشد و به اصطلاح انرژی خود را به کائنات بفرستد. منظور از مثبت‏اندیشی و داشتن فکر مثبت در چند لحظه خاص نیست بلکه لازم است تا در طول زندگی خود روال مثبت و خوش بینانه ای را به افکار خود دهید.

برای داشتن تفکری مثبت سعی کنید به دلایل مثبت واقعه توجه کنید. آن را خیرخواهانه ببیند و خود را به یقین برسانید که در پس پرده وقوع آن مصلحت‏ها و نکات خیری وجود داشته است. به ناخواسته‏ها فکر نکنید و خواسته‏های خود را در قالب تصورات در ذهن حک کنید. افراد مثبت اندیش علاوه بر افکار و تفکرات، در گفتار خود نیز رویه‏ای مثبت دارند. به‏طوری که هر شخصی با صحبت کردن با چنین افرادی شادابی و دارا بودن حس خوب را به راحتی دریافت می‏کند. در مثبت‏اندیشی باید سعی کنید وقایع را از زاویه دیدی زیبا، مفید، سودمند و نتیجه‏بخش نگاه و تفسیر کنید. مسلماً هر واقعه‏ای ممکن است دلایل متعددی داشته باشد که برای قضاوت کردن راه را باز می‏گذارد. برای داشتن تفکری مثبت سعی کنید به دلایل مثبت واقعه توجه کنید. آن را خیرخواهانه ببیند و خود را به یقین برسانید که در پس پرده وقوع آن مصلحت‏ها و نکات خیری وجود داشته است. آن‏وقت آرامش حاصل از این نوع نگاه را تجربه کنید.


نه نه اشتباه نکنید این ساده‏لوحی نیست. در عین خوش‏بینی می‏توانید محتاطانه عمل کنید. در اسلام نیز سفارشات مکرری راجع به احتیاط در عین خوش‏بینی گردیده است. امام علی‏(علیه‏السلام) می‏فرماید: هنگامی که با دشمنت پیمان صلح بستی کاملاً از او بر حذر باش زیرا دشمن گاه نزدیک می‏شود تا غافلگیر کند. پس احتیاط را از دست مده و حسن‏ظن خویش را متهم کن"1". اسلام در عین ستایش نمودن حسن‏ظن وخوش‏بینی، به افراد سفارش می‏کند که زیرک و دانا بوده و مراقب سوء‏استفاده‏ها باشند. در بررسی متون اسلامی به ویژه قرآن کریم به نظر می‏رسد که اغلب تاکیدها بر خوبی‏ها و نقاط قوت افراد است «از روح خود در او دمیدیم (سوره حجر آیه 9)، انسان‏ها را در زیباترین هیات آفریدیم (سوره تین آیه 4) پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم می‏فرمایند گمان‏‏های خود را در حق برادران خود نیکو کنید تا دل بی‏آلایش و طبع پاک را به غنیمت ببرید.

به جاست که خوش بینی را در الویت های منظر و نگاه خود قرار دهیم آنوقت زندگی را و نه زنده بودن را تجربه خواهیم کرد.دین مبین اسلام تاکید زیادی بر ایجاد شادی و شاد زیستن در افراد دارد و حتماً می‏دانید که خوش بینی و حسن‏ظن از عوامل مهم در ایجاد شادی است. امام علی‏ (علیه‏السلام) می‏فرماید: حسن‏الظن راحه القلب و سلامه الدین. خوش‏بینی، مایه آرامش قلب و سلامت دین است. خوش‏بینی مایه‏آرامش قلب و سلامت دین است و اندوه را سبک می‏کند. "2"

در فضایی که بدبینی حاکم است دورویی و کینه و مخفی کاری رواج می‏یابد و افراد از بودن در کنار یکدیگر لذت نمی‏برند.

لذا با توجه به سفارشاتی که از ائمه معصومین شده به جاست که خوش بینی را در الویت های منظر و نگاه خود قرار دهیم آنوقت زندگی را و نه زنده بودن را تجربه خواهیم کرد.


تبیان


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

روان شناسی آقایان در مشکلات زندگی


فشار روانی بخش عمده و جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره هر فرد و تجربه‌ای همگانی است كه هر كس بكرات آن را در زندگی خود احساس می‌كند. برخلاف تصور عموم، فشار روانی همیشه دربرگیرنده حوادث ناخوشایند و نامطلوب نیست، بلكه می‌تواند محصول موفقیت‌های خوشایند نیز باشد.

روان‌شناسی مردان طی ده‌ها سال تحقیقات تا حد زیادی مشخص كرده است كه فشار روانی در مردان نه تنها باعث تغییرات در انتقالات جریانات عصبی، ترشحات غدد و حركت ماهیچه‌ها می‌شود، بلكه رفتار مردان را نیز تغییر می‌دهد. مردان تحت فشارهای روانی ممكن است كمتر غذا بخورند، بیشتر سیگار بكشند، دیرتر خوابشان ببرد و خیلی زودتر از خواب بیدار شوند. همچنین ممكن است نشانه‌هایی چون سردرد، خستگی مفرط، دردهای قفسه سینه، احساس نگرانی، داشتن اسهال یا یبوست و غیره را داشته باشند.

زنان و مردان هردو فشارهای روانی را تجربه می‌كنند، اما مردان كمتر به علائم فشارهای روانی و بیماری‌های مرتبط به آن در خود توجه می‌كنند. بررسی‌ها نشان می‌دهند زنان دوبرابر مردان در معرض خطر علائم فشار روانی هستند، زیرا آنان دارای سیستم تولید مثلی هستند كه هم تولید فشار روانی می‌كند و هم در مقابل اثرات فشارهای روانی بسیار آسیب‌پذیر است. برای مثال زنان در برابر اختلالات قاعدگی، سردردهای میگرنی، نگرانی‌های ناگهانی، افسردگی و اختلال در تغذیه مانند بی‌اشتهایی روانی و پراشتهایی روانی حساس هستند، با وجود این مردان در معرض خطر بالاتری در برابر علائم فشارهای روانی قرار دارند كه آن مرگ زودرس است.

نشانه‌های خطرناك فشار روانی در مردان

یكی از جاافتاده‌ترین تفاوت‌های جنسیتی در سلامت این است كه امید زندگی مردان در جهان به طور متوسط 3 سال كمتر از زنان است. چیزی كه كمتر به آن توجه شده این كه میزان شكاف جنسیتی میان نواحی بسیار متغیر است.

برای مثال، در اروپای غربی امید زندگی مردان 11 سال كمتر از زنان است، اما در كشورهایی مثل افغانستان كه در آنجا موسسات مذهبی، فرهنگی و قانونی به گونه‌ای است كه زنان به اندازه كافی به خدمات اجتماعی و سلامت دسترسی ندارند، امید به زندگی مردان برابر یا بیشتر از زنان است. مردان باور دارند این تفاوت از سخت كار كردن و فشار روانی است. در حالی كه زنان بر این باورند كه مردان مراقبت سلامت خود نیستند. به هر حال شواهدی نشان می‌دهد جنبه‌های دیگری از مرد برتری بر نگرش و رفتار مردان در ارتباط با سلامت‌شان تاثیر می‌گذارند و آنان را به گزینش شیوه‌ای وا می‌دارد كه برای سلامتشان مضر است.

بیشتر مردان به اشتباه تصور می‌كنند توجه به سلامت یك ویژگی زنانه تلقی می‌شود و مردان به طور طبیعی قوی، مقاوم به بیماری، غیرحساس بر درد و ناراحتی‌های جسمانی هستند، غافل از این كه بی‌توجهی به علائم مهم اولیه فشار روانی حتی می‌تواند كشنده باشد. معمولا مردان به این علائم اولیه توجه نمی‌كنند، آنان را نادیده می‌گیرند و ممكن است زمانی تصمیم بر معالجه بگیرند كه خیلی دیر باشد. برخی از این نشانه‌های اولیه كه در بدن ظاهر می‌شوند، عبارتند از: تنفس سریع، خستگی مزمن، سوزش در قلب و حالت تهوع. برخی دیگر از علائم اولیه در رفتارهای مردان مشاهده می‌شوند مانند زیاد سیگار كشیدن، پرخوری یا خوردن مشروبات الكلی ، عصبانیت و احساس بدبینی. حالت تدافعی، افسردگی، بی‌نظمی، بی‌اعتنایی، وابستگی و اشكال در تصمیم‌گیری، هر یك نشانه‌هایی هستند كه امكان دارد ابتدا به صورت خفیف یا متناوب بروز كنند، اما همچنان كه فشار روانی ادامه می‌یابد ، این علائم نیز بیشتر می‌شوند و شدت آنها هم افزایش می‌یابد .

فشار روانی شغلی مردان

در دنیای متغیر امروزی كه ماهیت كار و شغل نیز در حال تغییر است، فشار روانی شغلی بیش از هر زمان دیگر، برای سلامت كاركنان و همچنین سلامت سازمان‌ها، یك تهدید جدی به حساب می‌آید. معمولا فشار روانی شغلی مردان با نشانه‌های جسمانی، روانی و رفتاری همراه است. سردردهای مزمن، اختلالات خواب، مشكلات تمركز، نارضایتی شغلی، روحیه كاری پایین، افسردگی، اضطراب، بی‌حوصلگی، غیبت از كار و ترك محل خدمت از نشانه‌های شایع فشار روانی ناشی از كار در مردان است.

مهم‌ترین عوامل ایجادكننده فشار روانی مردان در رابطه با شغلشان عبارت است از : عدم درآمد كافی، از دست دادن كار، تغییر شغل (به علت تغییر محل كار یا حتی ارتقا)‌، محیط كاری ناسالم، ساعات كاری نامناسب و همچنین فقدان انگیزه كافی در كار.

معمولا مردان با این دید به اجتماعی شدنشان ادامه می‌دهند كه مهم‌ترین جنبه زندگی‌شان، شغلشان است و در كار منزل و بچه‌داری كمترین یا دومین نقش را دارند. تعارض بین انتظارات اجتماعی و واقعیت زندگی شخصی و خانوادگی مردان بر فشار روانی و بیماری‌های مرتبط با فشار روانی در آنان منجر می‌شود.

بنابراین مردانی كه زیر فشار روانی ناشی از كار هستند ، لازم است بیشتر از خود مراقبت كنند. آنان اگر خواستار آنند كه در شغلی بیشتر پیشرفت كنند، داشتن كنترل در تصمیم‌گیری شرط لازم برایشان است.

مردان باید به یاد داشته باشند برای دوری از فشارهای روانی شغلی تا جایی كه ممكن است از بدن خود كار سنگین و بیگاری نكشند و از خود سوءاستفاده نكنند و از نیازهای طبیعی و احساسات لازم (به بهانه شغل)‌ خود را محروم نكنند. مردان باید به ذهن خود فشار نیاورند و نسبت به آن بی‌رحم نباشند. از خود انتظار نداشته باشند كه هر طور شده ادامه بدهند و به هر قیمت كه شده كار را تمام كنند، چراكه قیمت آن ممكن است برایشان گران تمام شود.

پیشنهادهایی برای كاهش فشار روانی مردان

- به داشتن تعادل در زندگی بها بدهید.

- اگر در زندگی زناشویی خود با همسرتان مشكل دارید، سعی كنید احساساتتان را با همسرتان در میان بگذارید و در صورت لزوم به یك مشاور مراجعه كنید.

- هیچ‌گاه دعا و نیایش را از یاد نبرید، چراكه دعا و نیایش از شدت اضطراب می‌كاهد و در دل‌ها امید می‌كارد.

- سیستم حمایتی قوی‌ای از دوستان و خویشاوندان ایجاد كنید.

- اگر همیشه وقت كم می‌آورید ، حتما در مدیریت زمان خود تجدیدنظر كنید. سعی نكنید همه كارها را با هم انجام دهید، بلكه در انجام كارهایتان برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی داشته باشید.

- به اندازه كافی استراحت و خواب داشته باشید. خواب خوش، داروی موثری است كه تمام باتری‌های بدنتان را شارژ می‌كند.

- هنگام بیماری وانمود نكنید بیمار نیستید. خود را فدای كار نكنید، بلكه آنقدر به خود استراحت بدهید تا توانایی انجام كارها را بازیابید.

- می‌توان گفت نشانه‌های فشار روانی در مردان یك‌شبه به وجود نمی‌آیند. وجود سال‌ها فشار روانی و تركیب آنها در رقابت‌های كوتاه و بلندمدت با آسیب‌پذیری‌های طبیعی مردان و رفتارهایشان و تاریخچه زندگی‌شان باعث می‌شود مردان دچار فشار روانی شوند.

آقایان محترم ،مرد بودن الزاما به معنی نادیده گرفتن خود و تحمل فشار زیاد نیست بلکه اگر می خواهید مرد موفقی باشید و باعث افتخار خانواده و فرزندان خود گردید ،بهتر است در ابتدا به فکر سلامتی خود بوده و با آرامش برای مبارزه با مشکلات زندگی گام بر دارید.

تبیان


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

در تنهایی چه می گذرد؟


فرانسیس بیكن، فیلسوف شهیر انگلیسی(1561ـ1626)، می‌گفت فقط دو نفر از تنهایی لذت می‌برند: یكی خدا و دیگری موجود ددمنش. در این جمله واقعیتی نهفته است. تنهایی هم می‌تواند زمینه‌ساز پلیدی‌ها باشد، هم می‌تواند مقدمه نیل به كمالات روحی و معنوی باشد، پس باید دید كه كدام راه مطلوب و توصیه‌شدنی است: گریز از تنهایی یا خیز برداشتن به سوی آن؟

رنج روان یا گنج نهان؟

تاریخ بشر را آدمیان متوسطی پر كرده‌اند كه زندگی در جمع را بر انزوای فردی ترجیح داده و می‌دهند. عزلت و انزوا و قطع ارتباط با دیگران برای بیشتر مردم امری است نامطلوب و نوعی شكنجه. اما در میان خیل عظیم انسان‌ها، افرادی جمع‌گریز هم بوده‌اند كه یا فاقد توانایی‌ها و مهارت‌های لازم برای زندگی با دیگران بوده‌اند و یا بنا بر دلایلی خاص، گوشه‌نشینی و عزلت را بر اختلاط با مردم ترجیح داده‌اند. دسته اول شامل افرادی می‌شود كه از سر ناچاری و انفعال تن به تنهایی می‌دهند و غالباً نیز از این وضعیت رنج می‌برند، مثل برخی از بیماران روانی دچار افسردگی. تنهایی این گروه را می‌توان «تنهایی منفی یا مخرب» نامید. اما دسته دوم كسانی هستند كه آگاهانه و هدفدار سراغ تنهایی می‌روند، چون از تنها بودن لذت می‌برند، مثل بیشتر عارفان و صوفیان. تنهایی این گروه را می‌توان «تنهایی مثبت یا سازنده» تلقی كرد. هدف این نوشتار بررسی آثار مثبت یا منفی تنهایی در زندگی افراد معمولی و متعارفی است كه در جوامع بشری زندگی می‌كنند.

هراس از تنهایی

چرا بیشتر ما از تنهایی گریزانیم؟‌ چرا به محض اینكه تنها می‌شویم فوراً سعی می‌كنیم به هر وسیله‌ای كه شده (سراغ دیگران رفتن، به آنها تلفن زدن، گوش دادن به رادیو یا تماشای تلویزیون، مطالعه كتاب یا ورود به اینترنت خود را سرگرم كنیم تا از تنهایی درآییم؟ چرا وقتی هیچ یك از این وسایل و شیوه‌ها را در اختیار نداریم، كلافه و بی‌حوصله می‌شویم؟ پاسخ همه این سؤال‌ها یك چیز است: هراس از خود. وقتی تنها می‌شویم، در واقع نزد خویشتن خویش حضور پیدا می‌كنیم و چون تصویری مثبت از خود نداریم و اساساً با خود بیگانه‌ایم، قادر به تحمل خویش نیستیم و راهی برای فرار از این وضعیت می‌جوییم.

توجه انسان به ماهیت یگانه خود و تنهایی وجودی خویشتن و پرداختن به نهانی‌های درون خویش رفته رفته موجب آشتی او با خود می‌شود و همین امر همنشینی او با خویش را دلنشین می‌كند. استمرار در این امر به تدریج باعث انس آدمی به خلوت و تنهایی می‌شود از همین نكته روشن می‌شود كه چرا روح‌های بزرگ نه تنها هراسی از تنهایی ندارند، بلكه مشتاق آن هستند. تاریخ نیز گواهی می‌دهد كه همه انسان‌های بزرگ، از انبیا گرفته تا عرفا و حكما، با تنهایی انس داشته و از بودن در حضور خویش لذت می‌برده‌اند. نكته این است كه این روح‌های بزرگ ، آن‌قدر خویشتن خویش را آشنا و دوست‌داشتنی می‌یافتند كه نه تنها از حضور در محضر خویش ملول نمی‌شدند، بلكه چنین فرصت‌هایی را مغتنم می‌شمردند،‌ از آن استقبال می‌كردند و آن را به مجالی برای خلوت با معبود و راز و نیاز با محبوب تبدیل می‌كردند. در عوض، بیشتر ما به علت آنكه كمال و فضیلتی در خود سراغ نداریم از خود گریزانیم و تاب نشستن در محضر خویش را نداریم. اتفاقاً ترس از مرگ نیز ریشه در همین واقعیت دارد، چون مرگ وضعیتی است كه با آن پیوندهای بیرونی (اجتماعی) انسان قطع می‌شود و او با خویشتن خویش تنها می‌ماند.

بازیافت خویش

حال اگر هراس از تنهایی نشانه ترس ما از خویشتن خود باشد، چگونه می‌توان بر این هراس غلبه كرد؟ راه‌حل فقط در یك چیز است: بازیافتن خود. ولی این تلاش می‌باید در بستر همین زندگی اجتماعی صورت پذیرد،‌ نه در انزوای مطلق و گریز كامل از آدمیان،‌ چون این شیوه نه با فطرت بشر سازگار است، نه با ضرورت‌های زندگی این جهانی همخوانی دارد. دشواری‌ كار نیز از همین جا ناشی می‌شود كه هر انسانی از روی طبع یا ضرورت، در جامعه زندگی می‌كند، ‌ولی با اندك تأملی درمی‌یابد كه موجودی است یگانه و تنها كه با وجود همه ارتباطات بیرونی و اجتماعی، ‌هویتی فردی و مختص خویش دارد. نه این امكان برایش فراهم است كه از جامعه و ارتباطات اجتماعی خویش به صورتی كلی رهایی یابد و به خود بپردازد،‌ نه اینكه پیوندهای اجتماعی او می‌تواند جایگزین هویت فردی و شخصی او شود. او خودش است و خویشتن خود، تا با خود چه سودا كند.

روح‌های بزرگ ، آن‌قدر خویشتن خویش را آشنا و دوست‌داشتنی می‌یافتند كه نه تنها از حضور در محضر خویش ملول نمی‌شدند، بلكه چنین فرصت‌هایی را مغتنم می‌شمردند،‌ گویی پاره‌ای از آموزه‌های اسلامی هم در مقام یادآوری همین نكته اساسی به انسان است. برای نمونه، علی‌رغم همه توصیه‌های دینی در مورد اهمیت پیوندهای خانوادگی و مسئولیت‌های اجتماعی، قرآن تصریح می‌كند كه انسان به صورت فردی خلق شده و به همین صورت فردی نیز وارد عرصه آخرت می‌شود. (سوره انعام، آیه94) به تعبیری دیگر، هر انسانی همواره موجودیتی فردی و یگانه دارد. ولی در زندگی دنیوی، به اقتضای شرایط، ناگزیر از زیستن جمعی با دیگران است كه این امر می‌تواند موجب غفلت او از ماهیت فردی خویش شود. از این رو است كه اهل معرفت توصیه می‌كنند كه «در میان مردم باشید، ولی با آنها مباشید» (كن فی‌الناس و لاتكن معهم) یعنی مباد آنكه اقتضائات زندگی اجتماعی در دنیا موجب غفلت شما از ماهیت فردی و یگانه‌تان شود، چون سرمایه‌ اصلی‌تان چیزی غیر از خودتان نیست .

تنها میان تن‌ها

چه گوهرها كه بر اثر كاویدن در خویش و تأمل در هستی و نجوا با معبود به دست نمی‌آید. اما این امر مستلزم گریز از جامعه، ترك مسئولیت‌های اجتماعی و در پیش گرفتن زندگی راهبانه نیست (لا رهبانیه ‌فی ‌الاسلام)، بلكه نیازمند فراهم كردن فرصت‌هایی معین در بستر زندگی اجتماعی است، برای حضور در محضر خویش، همچنان كه شیوه همه پیامبران و جانشینان آنها نیز همین بوده است («مصباح‌الشریعه»، باب 24، فواید عزلت).

روشن است كه توفیق بهره‌جویی از خلوت با خویش نیازمند كسب حداقلی از پاكیزگی درونی است، چرا كه خلوت ناپارسایان جز افزودن بر بدی‌ها نتواند بود. از این جنبه حداقلی كه بگذریم، بهره‌مندی از فواید تنهایی و خلوت با خویش نیازمند تأمل و ممارست مداوم در احوال درون است و این راهی است كه هر كه باید به پای خویش در آن گام نهد. بندگی جدید مجال كمی برای خلوت انسان‌ها با خویش باقی نهاده و از سوی دیگر، دانش جدید نیز بیشتر به ابعاد منفی تنهایی (تنهایی مخرب) پرداخته است، ولی این همه نباید موجب غفلت از آثار مثبت و سازنده انس با تنهایی شود. كافی است در گیر ودار اشتغالات زندگی، فرصت‌هایی بیابیم، چشم از جهان پر آب و رنگ بیرون بدوزیم و لختی به تماشای جهان پر رمز و راز درون بنشینیم تا به توصیه مولوی عمل كرده باشیم كه چنین بانگ رسا در عالم سر داده است:

ای بستگان تن، به تماشای جان روید آخر رسول گفت تماشا مبارك است

سپیده دانایی- محمود اسماعیل نیا

تبیان


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

خبرهایی برای زندگی بهتر !

درمان افسردگی با «دوستی»

شاید باورتان نشود، ولی هیچ دارویی مؤثرتر از یک گفتگوی صمیمانه نیست، تحقیقات نشان می دهد که دوستی اثری شفابخش دارد. در یک تحقیق جدید، برای زنانی که مدت ها از افسردگی رنج می بردند، دوستانی در نظر گرفته شده. این «دوستان»، نقش محرم راز را بازی می کردند و به طور مداوم با آنها ملاقات داشتند. تأثیری که این ارتباط بر افسردگی بود. این بیماران، شروعی دوباره را تجربه کرده، احساس احترام به خویشتن را دوباره بازیافته و با افرادی که با آنها قطع ارتباط کرده بودند، دوباره تماس برقرار کردند.

کمتر تنها بمانید!

روانشناسان دریافته اند که انسان نیازی اساسی به زندگی گروهی و ارتباطات صمیمانه دارد. وقتی نیازهای اساسی انسان برآورده می شود با انگیزه بمانیم و با چالش های مختلف زندگی راحت تر روبرو شویم.

تأثیر دوستی، هم جسمی و هم ذهنی است. عدم روابط اجتماعی، میزان هورمون استرس را در بدن افزایش می دهد و باعث افزایش فشار خون و حتی کاهش یادگیری و تضعیف حافظه می شود. نداشتن دوستان صمیمی و همچنین روابط اجتماعی، احساس تنهایی و خالی بودن ایجاد می کند و ممکن است فرد خود را جدا افتاده بیابد. این احساسات سلامت عاطفی فرد را به خطر می اندازند. تقریباً همه ما گاه احساس تنهایی می کنیم که کاملاً طبیعی است؛ اما اگر این احساس تنهایی در بزرگسالان به افسردگی می انجامد و مشکلات جسمانی ایجاد می کند که اثرشان در دراز مدت آشکار می شود. در ضمن مشخص شده که هر چه تعداد دوستان بیشتر باشد، مقاومت فرد در برابر بیماری بیشتر است.

بی حوصلگی مکانیسمی است که به کمک آن ذهن خالی می شود و فرد می تواند دوباره ذهنش را متمرکز کند.کمی حوصله تان را سر ببرید!

افراد معمولا به دنبال این هستند که کاری کنند حوصله شان سر نرود اما ظاهراً سر رفتن حوصله هم برای خودش مزایایی دارد. بی حوصلگی مکانیسمی است که به کمک آن ذهن خالی می شود و فرد می تواند دوباره ذهنش را متمرکز کند. اگر

بی حوصله باشیم، یعنی اینکه هیچ کاری و هیچ کفری نمی کنیم. حتی ممکن است در حال قدم زدن یا شستن ظرف ها باشیم. در این زمان که ذهن غیر متمرکز است، فرصت استراحت ایجاد می شود و در بازگشت به کاری که قبلاً در حال انجامش بودیم، با دید بهتری به مساله نگاه می کنیم. همه از بی حوصلگی فرار می کنند شاید به این دلیل که این حس، حاصل یک زندگی فاقد هیجان یا نتیجه انجام کارهایی است که به آنها علاقه ای ندارند.

به همین دلیل پدر و مادرها هم از اینکه می بینند فرزندانشان نمی دانند چه کاری باید انجام دهند نگران می شوند و فکر می کنند باید تا جایی که می توانند آنها را مشغول نگه دارند. اما ما نمی توانیم بی حوصلگی افراد را برطرف کنیم. پس چه باید کرد؟ شاید بهتر باشد فرزندان مان را با بی حوصلگی هایشان تنها بگذاریم. در این صورت این حس به آنها فشار می آورد و آنها را به سمت منابع و قابلیت های درونی شان راهنمایی می کند و قوه تخیل شان تحریک می شود. اگر به اندازه کافی حوصله تان سر برود، انگیزه عمل خواهید داشت. البته امیدواریم که برای کارهای خوب انگیزه پیدا کنید!

به خودتان محبت کنید!

محققان می گویند به جای سعی در تغییر نحوه ارزیابی افراد از خود، باید آنها را تشویق کرد محبت بیشتری به خود داشته باشند. این احساس محبت سه بخش دارد: مهربانی به خود، (به جای انتقاد از خود)، در نظر داشتن این مسأله که این تجربه هم بخشی از زندگی است؛ و پذیرش آگاهانه (یعنی به جای میدان دادن بیش از حد به افکار و احساسات منفی، آرامش داشته باشیم). حرف دلتان را به واژه تبدیل کنید. تبدیل احساسات به کلمات و صحبت درباره آنها، تأثیری درمانی دارد.

وقتی از احساس خود حرف می زنیم، بخشی از مغز فعال می شود و تأثیری مانند ترمز کردن دارد؛ به این صورت که جلوی واکنش های احساسی گرفته می شود و در نتیجه فرد، احساس خشم کمتری خواهد کرد. وقتی دوستی غمگین است می توانیم با تشویق او به حرف زدن، از حجم احساساتش بکاهیم و کمک کنیم احساس بهتری داشته باشد.

تاثیر اخبار منفی بر ذهن بیشتر است. تحقیقات نشان می دهد که مغز به محرک های منفی پاسخ شدیدتری می دهد. بخشی از این واکنش به این دلیل است که ما را از خطرات محافظت کند. از ابتدای خلقت چنین قابلیتی برای تشخیص خطر و در نتیجه ادامه بقا لازم بوده است. اما این جهت گیری در زندگی و در روابط عادی ما نیز دیده می شود؛ به این صورت که بین میزان احساسات مثبت و منفی موازنه وجود ندارد. به همین دلیل برای ازبین بردن احساسات منفی، پنج برابر رفتار مثبت لازم است. در زوج هایی که این نسبت جادویی رعایت نمی شود، احتمال بروز طلاق هم بیشتر است.

وقتی از احساس خود حرف می زنیم، بخشی از مغز فعال می شود و تأثیری مانند ترمز کردن دارد؛ به این صورت که جلوی واکنش های احساسی گرفته می شود و در نتیجه فرد، احساس خشم کمتری خواهد کرد.ارتباط معکوس مادی گرایی با عزت نفس!

تحقیقات جدید نشان می دهد سطح مادی گرایی فرد با عزت نفس وی در ارتباط است. عوامل تشدید مادی گرایی در کودکان عبارتنداز: فشار همسالان، تبلیغات و رفتار والدین. با ورود به سنین جوانی، عزت نفس کودک کاهش پیدا می کند و مادی گرایی افزایش می یابد و بعدها در سنین پایانی جوانی، وقتی عزت نفس باز می گردد، مادی گرایی هم کاهش می یابد. والدینی که مایلند ارزش های مثبت را در فرزندان خود تقویت کند، لازم است حس ارزشمند بودن یا همان عزت نفس را در آنها پرورش دهند.

فرار از زندگی پرسرعت!

اگر شما هم جزء آن دسته افراد هستید که هر لحظه نگران انجام شدن یا نشدن فهرست کارهای یادداشت کرده تان می باشید، باید گفت که بهای این نگرانی را سلامت شما خواهد پرداخت، میزان مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی در فرهنگ هایی که افراد به طور معمول سریع راه می روند، سریع صحبت می کنند، سریع کار می کنند و از روی ساعت زندگی می کنند، در مقایسه با محلی هایی که زندگی آرام تری دارند، بیشتراست. راه حل این مساله اولویت بندی کارها و انجام فعالیت هایی است که تنش روزانه را کاهش می دهند؛ مانند نقاشی، گوش دادن به موسیقی، و حتی خوردن شام با اعضای خانواده بدون حضور تلویزیون.

افسردگی در کمین موفق ها

و این هم آخرین خبر. آیا تا به حال شنیده بودید موفقیت افسردگی بیاورد؟! عوامل زیادی هست که دست به دست هم می دهند و باعث می شوند بخصوص مدیران موفق دچار افسردگی شوند. دکتر استیون برگلاس می گوید: متاسفانه برای بعضی آدم ها موفقیت پایان کار است. هنگامی که برای رسیدن به هدفی تلاش می کنیم، بدن پاسخ های شیمیایی تولید می کند که شادی آور است و ما را نسبت به رنج مقاوم می سازد. اما پس از رسیدن به هدف، دیگر از احساسی که در طول مسیر موفقیت داشتیم، خبری نیست.

علاوه بر این، فرد پس از موفقت، به هر چیزی به چشم «آنچه انجام شده» نگاه می کند، نه «آنچه در حال انجام است». بعضی افراد برای ضربه روانی که در پی موفقیت وارد می آید، آماده نیستند. آنها فقط وقتی در حال تلاشند، راضی و خوشحالند. قرار گرفتن در مرز نهایی موفقیت، وضعیت عاطفی مغز را از مثبت به منفی تغییر می دهد. ریل می گوید: «در این حالت زندگی دیگر براساس رسیدن نیست، بلکه حول محور از دست دادن می چرخد. مهم نیست چه چیزی باعث موفقیت شده، به هر حال آنهای که به قله می رسند با ترس از دست دادن آنچه به دست آورده اند (مقام و موقعیت، ثروت، شهرت و...) زندگی می کنند.» در اوج بودن، فرد را محافظه کار و خطرناپذیر می کند. اینکه از پایین به بالا صعود کنیم، بسیار آسان تر از این است که در قله باقی بمانیم. پس از موفقیت، فرد وارد حالت دفاعی می شود و احساس یأس می کند.

انسان هاییکه به اوج می رسند، تصور می کنند احساس افسردگی شان به خاطر کمی هیجان در زندگی است و چون قدرت و منابع زیادی در اختیار دارند، برای رفع مشکل به کارهایی رو می آورند که آنها را برانگیخته کند. البته مناسب ترین راه، ایجاد دوباره عزت نفس بر پایه هایی ارزشمندتر است. درک معنای واقعی زنده بودن و تلاش، می تواند راهی برای جلوگیری از سقوط در افسردگی باشد.

منبع : ماهنامه ی دنیای سلامت
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

جواب الینا

الینا جان من متاسفانه تو زمینه ی روانپزشکی مهارت آنچنانی ندارم و اشتباه هستش اگه راهنمایی کنم که شاید بعدا درست نگفته باشم و مشکل شما حادتر بشهhanghead.gif
اما میتونم بهتون  بگم ایمان داشته باشید که میتونید وگرنه فراموش کردن اینقدر ها هم که میگید مشکل نیست،مشکل نیست اگه ایـــــــــــــمان داشته باشید2lbkos0.gif

شما میتونید به آی یاهو من پی ام بدید یا ایمیل بزنید،آی دی یاهو و ایمیل  من یکی هستش که گوشه ی صفحه ذکر شده اما واسه سهولت کار شما بازم میگمrose.gif

amirraz2009@yahoo.com

یقین داشته باش که بزرگترین کارها
از کوچکترین حافظه ها شروع شده است...
و این یعنی  ایـــــمان...

ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

6 نکته برای شاداب ‏تر و جوان ‏تر شدن

شما هم احتمالاً شنیده‏اید که برخی غذاها موجب می ‏شوند شما جوان ‏تر به نظر آیید.

به نظر من هم این غذاها موثر هستند، مخصوصا اگر همراه با دیگر روش های سالم زیستن باشند.

در زیر نکاتی را که موجب ایجاد یک احساس خوب و دلپذیر در شما می ‏شود و توصیه هایی را برای مبارزه با پیری برای ‏تان آورده‏ام.

1- به اندازه کافی بخوابید.
کم‏ خوابی عوارض زیادی دارد، یکی از عوارض کم‏ خوابی پیری است. علاوه بر این کم خوابی بر روی کنترل وزن نیز تاثیر دارد. استرس‏ ها ممکن است نیاز به خوابیدن را افزایش دهند.

مطالعات نشان می ‏دهد که عدم خواب کافی می ‏تواند میزان هورمون گرسنگی (یعنی گرلین ghrelin) را در بدن تغییر دهد و در نتیجه تمایل به خوردن مواد غذایی شیرین، در فرد بسیار بالا می رود.

تحقیقات بیانگر این مطلب هستند که خواب شبانه کمتر از 7 ساعت، برای اغلب افراد کافی نیست.

اما در نهایت این شما هستید که می‏ دانید که چه مقدار خواب برای بدن و شرایط شما کافی است.

2- به مقدار کافی آب بنوشید.
با اینکه اغلب اوقات، نوشیدن آب ‏میوه صنعتی، نوشابه و دیگر نوشیدنی ‏های پُرکالری، وسوسه برانگیز است، اما این نوشیدنی‏ ها، نه تنها کالری زیادی دارند، بلکه موجب "دهیدراتاسیون" یا "کم ‏آبی بدن" نیز می ‏شوند که این امر باعث می ‏شود پوست شما خسته به نظر آید.

علاوه بر این، نظر محققان بر این است که از هر سه مرتبه ای که فکر می ‏کنید گرسنه هستید، دو مرتبه ی آن شما تشنه هستید. پس نوشیدن آب به میزان کافی کمک می ‏کند تا شما لاغر شوید.

میزان نیاز به مایعات، در افراد متفاوت است، اما به طور کلی 1500 تا 2000 میلی لیتر در روز، میانگین میزان مصرف مایعاتی است که توصیه شده است.

وقتی بدن یک فرد کاملا سیراب است، ادرارش شفاف می شود.


3- با استرس مبارزه کنید.
ورزش به سوخت کالری در بدن و مقابله با استرس بسیار کمک می کند. اما اگر شما به هر دلیلی عصبی و مضطرب هستید، ممکن است فقط با انجام یک فعالیت بدنی مثل بدنسازی، نتوانید آرام شوید. پس به دنبال دیگر راه های مبارزه با استرس نیز باشید.


4- نفس عمیق بکشید.
خیلی از افراد نمی ‏دانند که با تنفس عمیق می توان نشاط و شادمانی را به دست آورد.

حقیقت این است که اکثر مردم، سطحی و کم‏ عمق نفس می‏ کشند، آن هم در حصار قفسه سینه ‏شان، در صورتی که یک تنفس عمیق باید از اعماق ریه‏ ها و با استفاده از دیافراگم انجام شود. این گونه تنفس برای مقابله با اضطراب بسیار سودمند است.

5- ماهی چرب بخورید.

ماهی‏ های چرب، مانند قزل‏آلا، دارای مقدار زیادی اسیدهای چرب امگا 3 هستند که نه تنها برای سلامتی پوست و دستگاه قلبی – عروقی مفیدند، بلکه به همان اندازه برای کاهش سطح استرس نیز سودمند می ‏باشند.

برخی متخصصان توصیه کرده‏اند که مصرف روزانه ماهی چرب می ‏تواند موجب تاخیر و حتی رفع نیاز به جراحی پلاستیک شود.

6- تفکر مثبت داشته باشید.

می ‏گویند که ما همان چیزی هستیم که فکر می ‏کنیم.

آمار قطعی وجود دارد که به طور متوسط حدود 000/60 مطلب (فکر) در طی روز، به سراغ‏ افراد می‏آیند(البته خیلی از این ها، افکاری است که ما روزها و حتی سال‏ها گرفتار آن هستیم).

حال اگر خیلی از این ها، افکار و اندیشه‏های منفی باشند، نه تنها با ایجاد استرس، روی بدن ما تاثیر مخربی می گذارند، بلکه موجب می ‏شوند روی صورت ما نیز خطوط نگرانی و دلواپسی نقش ببندند.

علاوه بر این، تحقیقات نشان داده است که تفکر مثبت، علاوه بر خنده ی روزانه موجب می ‏شود که میزان اندورفین (ماده شیمیایی که موجب ایجاد احساس خوب در بدن می‏شود)، نیز در بدن بالا برود که این امر باعث می ‏شود، شما جوان ‏تر به نظر آیید.

تفکر مثبت موجب می‏ شود که افراد بیشتری به طرف شما جذب شوند، زیرا هر کسی دوست دارد نزد فردی باشد که خوشحال و شاداب است.

تلقین بسیار موثر است. البته مطمئنا خیلی سخت است که در شرایط سخت و دشوار، لبخند بزنید، اما تحمل کنید و این کار را ادامه دهید، آن وقت خواهید دید که چه اتفاقی می‏افتد.

در ضمن خودتان هم، با آدم ‏های مثبت و خوش ‏اخلاق معاشرت کنید و به سراغ آنها بروید. این را به خاطر داشته باشید که احساسات و اخلاق، قابل سرایت هستند.

با عمل به این توصیه ها، شاداب ‏تر و جوان‏ تر به نظر می رسید. به شما تبریک می گویم!

سایت تبیان
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)

استعداد ذاتی خود را کشف کنید

یکی از بهترین دوستانم یک عکاس سیاه و سفید خیلی حرفه ای است. چند وقت پیش وقتی برای ناهار با هم بیرون رفته بودیم، دوستم طرز نگاه خود به اشیاء و محیط اطراف و اینکه چطور همه چیز را بلافاصله به شکل یک تصویر سیاه و سفید در ذهنش مجسم می کند، برایم توصیف کرد.
کاری که او می کند این است که صحنه کلی را در نظر می گیرد، بهترین تصاویر ممکن را از آن صحنه قالب می دهد، و بعد اتوماتیک وار بهترین آنها را که زیباترین عکس را می سازد، انتخاب می کند.
دیدن او حین اینکار واقعاً شگفت انگیز است. اینکار برای او بی هیچ زحمت و مشقتی انجام می شود. کار او فقط "دیدن" است.
اکثر عکاسان روی جوانب تکنیکی هنر خود متمرکز می شوند: نور، زاویه تابش خورشید، زاویه دوربین و از این قبیل. بااینکه همه این مسائل اهمیت زیادی دارند اما دوست من به طرز جادویی بدون اینکه تحلیلی بکند، انگار همه چیز را می داند.
یکی دیگر از دوستانم قدرت اعجاب آوری در موسیقی دارد. او می تواند یکبار که یک آهنگ را شنید، گیتارش را بردارد و آن را بنوازد.
خانم دیگری را می شناسم که یک باغبان فوق العاده است. او توانسته از یک زمین بایر و بی آب و علف، بهشتی بسازد که همه را مدهوش می کند.
همه این افراد نظر مشابهی درمورد توانایی فوق العاده خود دارند، "خیلی ساده است. کاملاً نرمال به نظر می رسد."
به نظر من همه آدم ها یک توانایی و استعداد طبیعی دارند. اما خیلی از ما یک اشتباه مشابه را مرتکب می شویم خیلی ساده است، ارزش آن را پایین می آوریم و فکر میکنیم بقیه هم می توانند کاری که ما می کنیم را به همان شکل انجام دهند.
کاملاً اشتباه است!
هرکدام از ما یک استعداد کاملاً خاص و منحصر به فرد داریم—درست مثل اثر انگشتمان که کاملاً منحصر به فرد است. این استعداد شما ممکن است در تربیت حیوانات باشد، یا در متدهای طبقه بندی و جمع آوری کتاب ماهر باشید، یا در خواندن کتاب داستان برای بچه ها، یا در پرورش گل و گیاه.
استعداد طبیعی شما ممکن است در ورزش، نویسندگی، هنر، سفالگری، ارتباطات و ... باشد. این فهرست بی انتهاست. اما مسئله اینجاست که نمی توانید آن توانایی خود را تشخیص دهید چون تصور می کنید بقیه هم می توانند مثل شما آن کار را انجام دهند.
و از آنجا که پایین آوردن ارزش استعداد ذاتیمان خیلی ساده است، معمولاً در ابتدای زندگی این اتفاق برایمان می افتد. به کودک هنری گفته می شود که نقاشی را کنار بگذارد و یک درس جدید تر را دنبال کند. یا به یک کودک علاقه مند به کتاب که می تواند در آینده نویسنده ای عالی شود گفته می شود که سر از کتاب بیرون بکشد و برود با بقیه بچه ها فوتبال بازی کند.
با اینکه یاد گرفتن مهارت های جدید برای رشد شخصیمان خیلی خوب است اما روی گرداندن از استعداد ذاتیمان برای رسیدن به تعادل عاقلانه ترین و بهترین کار نیست.
تصور کنید اگر بتهوون یا آلبرت انیشتین استعداد ذاتی خود را نادیده می گرفتند تا با بقیه بچه ها سرگرم بازی شوند، آنوقت چه می شد؟
اما این افراد نامی، وقت خود را صرف رشد دادن به استعداد ذاتی خود کردند. و درنتیجه تلاشهایشان به موفقیت دست پیدا کردند.
در طول تاریح موفق ترین کارفرامایان، هنرمندان، نویسندگان، مخترعین، دانشمندان، ورزشکاران، و ... آنهایی بوده اند که استعداد طبیعی خود را دنبال کردند.
استعداد ذاتی خود را کشف کنید
اول اینکه ببینید چه کاری به نظرتان ساده و طبیعی می آید. این می تواند نشانه یک استعداد خاص یا توانایی رشد آن باشد. همچین ببینید که برای گذران وقت خودتان را به چه کاری مشغول می کنید. آخر اینکه، فعالیت هایی که فقط برای احساس رضایت و خوشنودی خود انجام می دهید را پیدا کنید.
این فعالیت ها می توانند نشانه استعداد ذاتی و طبیعی شما بانشد.
یک استراتژی ممکن
تصور کنید می توانستید وقتتان را با انجام دادن کاری که به نظرتان ساده است، زمان را می گذراند و به شما احساس خوشنودی و رضایت می دهد، بگذرانید.
به نظرتان این بهتر از آن نیست که اگر مثلاً یک هنرمند بالفطره باشید و وقتتان را صرف حسابدار شدن بکنید یا یک مهندس بالفطره باشید و تلاش کنید که هنرمند شوید؟
چرا از نو روی زندگیتان تمرکز نمی کنید و استعداد طبیعی خود را پیدا نمی کنید؟
این استعداد طبیعی حتی اگر کاری با پرستیژ کمتر یا پول کمتر برایتان باشد اما مطمئن باشید که باانجام آن زندگی خوشحالتر و رضایت مندانه تر خواهید داشت. و کسی چه می داند، شاید توانستید با پیشرفت در آن به هر آنچه در زندگیتان می خواستید دست پیدا کنید.

منبع: رامیز


ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۱۹ تير ۱۳۸۹ساعت: ۰۱:۱۷:۲۳ توسط:istak موضوع: | نظرات (0)